Latest Posts

هزارچال

در اپیزود چهلم از پادکست بیس‌کمپ، ضمن روایت اولین تلاش‌ها و صعودها در منطقه‌ی تخت سلیمان و قله‌ی علم‌کوه، نظریه‌ای در مورد نام “حصارچال یا هسارچال” مطرح شد. حصارچال منطقه‌ای است در جنوب شرقی قله‌ی علم‌کوه و پر رفت و آمدترین مسیر رسیدن به قله است. همین‌طور این منطقه گذرگاهی تاریخی بوده که از دیرباز روستاها و شهرهای دو سوی البرز غربی را به هم متصل می‌کرده و یکی از راه‌های ارتباطی و تبادل کالا بین مردمان طالقان و قزوین و کلاردشت و تنکابن بوده است. توده‌ی تخت سلیمان یا علم‌کوه با ده‌ها قله‌ی بالای چهارهزار متر و یخچال‌ها و رودخانه‌های مهمی که از این توده‌ی کوهستانی سرچشمه می‌گیرند، باعث شکل‌گیری تمدنی کهن در این منطقه شده است و ارتباط و تجارت با این منطقه‌ی پرآب و حاصل‌خیز، از طریق گذرگاه‌های مرتفع کوهستانی میسر می‌شده که گردنه‌ی هزارچم و دشت حصارچال یکی از این مسیرهای ارتباطی بوده است. توده‌ی علم‌کوه هم‌چنین یکی از قطب‌های کوه‌نوردی ایران و از مهم‌ترین‌ و با ارزش‌ترین مکان‌ها برای فعالیت‌های ورزشی کوه‌محور و پایه و اساس رشد کوه‌نوردی نوین و فنی در کشور بوده است. طبیعتا چنین منطقه‌ی مهمی مورد توجه اروپایی‌هایی بوده که از قرن شانزدهم میلادی به طور گسترده به ایران سفر می‌کرده‌اند. از مستشاران و افسران نظامی و اطلاعاتی گرفته، تا دانش‌مندان و ماجراجویان و کاوش‌گران کنجکاو و جسور، برای شناسایی مناطق گمنام و ناشناخته. خوش‌بختانه به دلیل وجود سنت باارزش ثبت و گزارش‌نویسی دقیق توسط این مسافران غربی، امروزه ما با حجم قابل توجهی از اطلاعات، مطالعات، نقشه‌ها، گزارش‌ها و سفرنامه‌های بسیار زیادی که توسط این مسافران ثبت و نوشته شده، روبرو هستیم. با بررسی و پژوهش‌هایی که در این گزارش‌های علمی و سفرنامه‌ها صورت گرفته، این‌طور به نظر می‌رسد که نام منطقه‌ی مذکور در جنوب علم‌کوه و شمال هزارچم، “هزارچال” بوده و نه حصارچال و هسارچال.
در این پژوهش دست کم به ۷ سند معتبر از ۱۸۳ سال قبل توسط دانش‌مندان، کاوش‌گران و ماجراجویان اروپایی استناد شده که همگی از این مکان به نام هزارچال اسم برده‌اند و حتی برای مخاطب انگلیسی یا آلمانی زبان، معنای کلمه‌ی “هزارچال” را توضیح داده‌اند. هزارچال به معنای مکانی است که هزار کاسه، چال و گودی دارد که بر اثر وجود یخچال‌ و برف‌چال‌های منطقه شکل گرفته و نام مکانی‌ست در شمال گذرگاه هزارچم و بر سرراه طالقان به کلاردشت. ذکر نامی واحد از سوی این مسافران اروپایی که از اتریش و آلمان و انگلستان و در یک بازه‌ی ۱۰۰ساله به این منطقه سفر کرده‌اند و همگی از هزارچال نام برده‌اند، گواهی بر درستی این ادعا است. ضمن این‌که در گزارش اولین فرد ایرانی که به قله‌ی علم‌کوه صعود کرده (که داستان سفرش را در اپیزودهای آینده پادکست بیس‌کمپ خواهید شنید) نیز نام این منطقه هزارچال ذکر شده است.
در این ویدیو نگاه کوتاهی به این اسناد و مدارک شده است.

اپیزود ۴۰) افسانه‌ی تخت سلیمان

در این اپیزود داستان اولین صعود قله‌ی علم‌کوه و اولین تلاش یک اروپایی بر روی قله‌ی تخت سلیمان را خواهید شنید. همین‌طور نظریه‌ای جدید در مورد نام منطقه‌ی حصارچال مطرح خواهد شد.

اسپانسر: جاباما

اپیزود ۳۹) آخرین بازمانده

این اپیزود روایت صعود یک تیم چهار نفره از لارستان فارس در بهمن ماه سال ۱۴۰۳ به جبهه شمالی دماوند است که در طی آن سه نفر از آنان فوت شدند. داستان این تراژدی را از زبان تنها بازمانده خواهید شنید.

اسپانسر: جاباما

اپیزود ۳۸) بر لبه‌ی آشوب

این اپیزود داستان اولین صعود یال غربی گاشربروم ۳ را روایت می‌کند. این صعود در سال 2025 جایزه‌ی کلنگ طلایی، مهم‌ترین و معتبرترین جایزه‌ی کوه‌نوردی در جهان را دریافت کرد. در این اپیزود با الش سزن برنده‌ی سه کلنگ طلایی نیز گفتگوی اختصاصی خواهیم داشت.

اسپانسر: جاباما

اپیزود ۳۷) آخرین مسئله‌ی بزرگ آلپ؛ قسمت دوم

در این اپیزود، گفتگویی خواهیم داشت با احسان کلانتری که دیواره‌ی شمالی آیگر را از مسیر هکمایر صعود کرده است.

اسپانسر: جاباما

اپیزود ۳۶) آخرین مسئله‌ی بزرگ آلپ؛ قسمت اول

این اپیزود داستان یکی از حماسی‌ترین و مهم‌ترین صعودهای تاریخ کوه‌نوردی، یعنی اولین صعود رخ شمالی کوه آیگر است.

اسپانسر: جاباما

مرگ در کوه افتخاری ندارد.

اوندری هوسرکا بر روی قله‌ی لانگ‌تانگ لیرانگ

خانواده‌ی کوه‌نورد اهل اسلواکی، اوندری هوسرکا که پاییز گذشته در قله لانگ‌تانگ لیرانگ در نپال جانش را از دست داد، هفته‌ی گذشته از پذیرش جایزه‌‌ای که از سوی فدراسیون کوه‌نوردی کشور چک به عنوان صعود برتر سال ۲۰۲۴ به این برنامه تعلق گرفته بود، خودداری کردند. به نظر آن‌ها وقتی یکی از نفرات تیم، زنده از برنامه باز نگردد، نمی‌توان آن صعود را موفق دانست.
هوسرکا به همراه کوه‌نورد نامدار و برنده دو کلنگ طلایی، مارِک هولِچِک، آبان‌ماه سال قبل، جبهه شرقی قله لانگ‌تانگ لیرانگ به ارتفاع ۷۲۳۴ متر را برای اولین‌بار صعود کردند. در برگشت، اوندری هوسرکای ۳۴ ساله، در شکافی یخی سقوط کرد و کشته شد. داستان این صعود و حادثه‌ی پیش آمده را در اپیزود ۳۰ پادکست بیس‌کمپ می‌توانید بشنوید.
اِوا میلوفسکا، پارتنر اوندری مصاحبه‌ای با یک رسانه‌ی محلی انجام داده است و موضوعاتی مطرح کرده که هرچند در فضای عمومی کوه‌نوردی دنیا خیلی بازتاب نداشت، اما برای ما روایتی آشنا از برنامه‌هایی‌ست که در طی آن حادثه‌ی مرگ‌باری اتفاق می‌افتد.
اوا می‌گوید اوندری قبلا هیچ صعود مشترکی با مارِک هولِچِک نداشت و حتی او را از نزدیک نمی‌شناخت. اما هولِچِک در دنیای کوه‌نوردی چهره‌ای سرشناس است و اوندری صعودهای او را دنبال می‌کرد. وقتی مارِک با او تماس گرفت و پیشنهاد صعود لانگ‌تانگ لیرانگ را به هوسرکا داد، بلافاصله قبول کرد. او این قله را می‌شناخت و می‌دانست که جبهه‌ی شرقی این کوه ۷هزارمتری هرگز صعود نشده است. بعد از آن اوندری تمریناتش را برای این صعود آغاز و به همراه اوا، قله پیتس برنینا، بلندترین قله‌ی آلپ شرقی را صعود کرد. سپس اوندری به نپال و چند هفته بعد اوا برای کوه‌نوردی به همراه دوستانش به لهستان رفت. قرار بود اوندری بعد از برنامه‌ی لانگ‌تانگ لیرانگ به او ملحق شود و صعودشان را جشن بگیرند. اما پنج‌شنبه ۳۱ اکتبر ۲۰۲۴ مارک به اوا یک پیام کوتاه داد: ” اوندری هنگام فرود در شکاف سقوط کرد و دیگر نمی‌شد برایش کاری کرد.”

اوندری و اِوا در حال کوه‌نوردی

مورد عجیب برای اوا این بود که همراه پیامک، لینک موقعیت مکانی GPS الصاق نشده بود. همیشه وقتی اوندری با تلفن ماهواره‌ای پیامکی به اوا می‌داد به همراهش یک لینک موقعیت مکانی هم ارسال می‌شد. اوا می‌گوید نمی‌داند چرا همراه پیغام مارک، این لینک ارسال نشده بود. اوا بعد از دریافت این خبر بلافاصله با برادر اوندری تماس گرفت. او در شوک بود و نمی‌دانست در حالی که هزاران کیلومتر با آن‌ها فاصله دارد، چه کاری از دستش بر می‌آید. بعد به خاطرش آمد با دوستی در کاتماندو که تورهای کوه‌نوردی اجرا می‌کند، تماس و از وی کمک بگیرد. او شروع به جمع‌آوری اطلاعات کرد و با مقامات محلی تماس گرفت. آنها از حادثه با خبر بودند؛ اما کسی دقیقا نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده است. روز بعد اوا تمام مدت تنها در خیابان قدم می‌زد. احساساتش مدام بین یاس مطلق و امیدواری در نوسان بود. امیدوار بود شاید هنوز بتوان کاری کرد. اما به نظر می‌رسید هیچ‌کس کاری انجام نمی‌دهد؛ یا همه چیز با سرعتی بسیار کند انجام می‌شود. اوا هنوز به آن روزها که فکر می‌کند، اضطراب خردکننده‌ای به سراغش می‌آید.
از صحبت‌های اوا این‌طور برمی‌آید که با مارِک هولِچِک بر سر این حادثه اختلاف پیدا کرده‌اند. مارک بعد از برگشت از کوه پست مفصلی نوشت و حادثه را شرح داد. اما اوا می‌گوید در صحبت‌های او تناقضاتی وجود دارد. به طور مثال مارک گفته بود ستون فقرات اوندری شکسته و او را نمی‌شد تکان داد. اما در گزارش کالبدشکافی درج شده است که فقط دو دنده‌اش شکسته بود. نکته دیگری که اوا به آن اشاره می‌کند این است که تلفن ماهواره‌ای آنها دکمه SOS داشت که با فشردنش درخواست کمک به همراه لینک موقعیت ارسال می‌شد اما مارک از این قابلیت استفاده نکرده بود. وقتی از مارک دلیل این مساله را پرسیده بودند، گفته بود که نمی‌دانسته چنین قابلیتی وجود دارد.
چند روز پس از این حادثه، تصاویری از پنجاهمین جشن تولد مارِک هولِچِک در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. این عکس‌ها بسیاری از جمله اوا و خانواده‌ی اوندری را آشفته کرد. او احساسی که بعد از دیدن این عکس‌ها پیدا کرد را این‌طور توصیف می‌کند: خشم، انزجار، وحشت و سرخوردگی! مارِک هولِچِک توضیح داد که این جشن کوچک، از طرف دوستانش برای او ترتیب داده شده بود.
یک هفته بعد از حادثه یک تیم ۴ نفره نپالی با اطلاعات و مختصاتی که مارک به آنها داده بود به محل شکافی که اوندری در آن سقوط کرده بود رفته و بدن او را از آن‌جا خارج کردند. مارک معتقد بود اقدام برای بیرون آوردن بدن اوندری از آن شکاف عمیق و باریک، بسیار خطرناک است.
به دلیل اینکه اسلواکی سفارتی در نپال ندارد، روند پیگیری پرونده و دریافت گزارش پلیس و کالبدشکافی با تاخیر انجام می‌شد. حتی وسایل اوندری یک ماه بعد به دست خانواده‌اش رسید. مارک، موبایل، دوربین و کیف پول اوندری را درست قبل از مراسم خاک‌سپاری به خانواده‌ی او داد. بخشی از عکس‌ها پاک شده بودند؛ در حالی که پیش از این در رسانه‌ها منتشر شده بودند. این هم مسئله‌ایست که اوا توضیحی برای آن ندارد و از مارِک به دلیل انتشار بدون اجازه و بعد حذف عکس‌ها، شکایت کرده‌ است.

عملیات بازیابی بدن اوندری هوسرکا از شکاف یخی

در نزدیکی ایام سال‌گرد مرگ اوندری، اوا غیر از غم از دست دادن عشق زندگی‌اش، درگیر احساسی‌ست که او را هنوز رها نکرده است. او از این‌که نتوانسته برای اوندری کاری انجام دهد، خود را سرزنش می‌کند، و هربار که به مزار او می‌رود از اوندری عذرخواهی می‌کند. اوا از این‌که کنار اوندری نبوده احساس رنج عمیقی می‌کند. این زوج سال‌ها در کنار هم زندگی و کوه‌نوردی کرده بودند. او همچنین از این‌که کسی زودتر اقدام موثری برای امداد نکرده بود، رنجیده خاطر است. اوا از حادثه‌ای یاد می‌کند که دو سال قبل، یک کوه‌نورد هندی در راه صعود قله آناپورنا، به داخل شکافی عمیق سقوط کرد و سه روز بعد، وقتی همه از زنده بودنش ناامید شده بودند، توسط آدام بیلتسکی کوه‌نورد لهستانی و با کمک چند شرپا، زنده از شکاف بیرون کشیده شد. اوا آرزو می‌کند ای کاش همان شنبه، دو روز بعد از حادثه تیمی برای نجات، به محل شکاف می‌رفت. اما مارِک هولِچِک در گزارش حادثه گفته بود تا زمان مرگ در کنار اوندری بوده و او در آغوشش جان داده و بعد از آن از شکاف خارج شده بود.
اوا بعد از مرگ اوندری به شبهای زیادی که در کوهستان با او گذرانده بود، فکر می‌کند. و برای لبخند، شوخی‌ها، انرژی و شور زندگی که همیشه همراه اوندری بود، دل‌تنگ می‌شود؛ او به صعودهایی که در شامونی، تاترا، دولومیت‌ها و در سرتاسر اروپا داشتند، فکر می‌کند. خیلی دوست داشت چادر اوندری را به یادگار داشته باشد. اما ظاهرا در مسیر برگشت به اسلواکی، چادر او گم شده بود.
چندی قبل فدراسیون کوه‌نوردی چک، صعود جبهه‌ی شرقی لانگ‌تانگ لیرانگ توسط زوج اهل چک و اسلواک را به عنوان صعود سال ۲۰۲۴ انتخاب کرد. اما خانواده‌ی اوندری هوسرکا از دریافت این جایزه خودداری کردند. آنها بیانیه‌ای به این مراسم ارسال کردند که در بخشی از آن چنین آمده: “دستاوردهای کوه‌نوردی اوندری بسیار با ارزش و غیرقابل انکارند. اما پایان غم‌انگیز این اکسپدیشن به ما یادآوری می‌کند که موفقیت واقعی در کوهستان فقط رسیدن به قله نیست؛ بلکه بازگشت سالم به خانه است. اگر نیمی از تیم از سفری باز نگردد، نمی‌توان آن برنامه را موفق نامید. ما با احترام به اوندری نمی‌توانیم جایزه‌ای را بپذیریم که عمل‌کرد ورزشی را بر جان انسان مقدم می‌داند.”
آنها همچنین بار دیگر نارضایتی خود را از عملکرد هم‌نورد اوندری، در طول روزهای بعد از حادثه ابراز کردند. فدراسیون کوه‌نوردی چک در پاسخ به این انتقادات گفت که این جایزه برای ابراز احترام به اوندری اهدا شد. او رویاهای خود را در کوهستان دنبال می‌کرد و با صعود به لانگ‌تانگ لیرانگ به یک موفقیت بزرگ دست یافت. ما این صعود را علی‌رغم این‌که پایان غم‌انگیزی داشت، یک شاهکار خارق‌العاده و شایسته‌ی نکوداشت می‌دانیم. هم‌چنین این اولین‌بار نیست که از یک صعود بعد از درگذشت یک یا چند نفر از اعضایش، تقدیر به عمل می‌آید. ما البته شرایط دردناک خانواده‌ی او را درک می‌کنیم و می‌دانیم که برای آن‌ها سوال‌ها و شک و تردیدهایی وجود دارد. اما برای ما اظهارات مارِک هولِچِک تنها کسی که شاهد ماجرا بوده، معتبر است. و ما معتقدیم که او پس از چند روز صعودی طاقت‌فرسا در ارتفاع بسیار بالا، جایی که محدوده‌ی توانایی‌های جسمی و روانی فرد تابع شرایط کاملا متفاوتی است، عملکرد مناسبی داشته است.

مارِک و اوندری بر روی قله‌ی لانگ‌تانگ لیرانگ

مارِک هولِچِک اما حرف‌های خودش را داشت. او که حادثه‌ی وحشتناکی را پشت سر گذاشته و برای کمک به هم‌نوردش جان خود را به خطر انداخته بود، از بعضی از واکنش‌ها رنجیده خاطر بود. مارک شرح مفصل این صعود و حادثه را در سایت شخصی‌اش توضیح داده است.
اما صعود جبهه‌ی شرقی لانگ‌تانگ لیرانگ به شیوه‌ی آلپی و در ۵ روز کاری بسیار بزرگ بود که اگر با فاجعه پایان نمی‌گرفت، می‌توانست جایزه‌ی کلنگ طلایی را از آن خود کند.
اوا میلوفسکا همچنان کوهنوردی می‌کند و با کمک چند سازمان مردم‌نهاد، انجمنی برای حمایت از کوه‌نوردانی که به اکسپدیش‌های خارج از کشور می‌روند، به خصوص در شرایط بحرانی تشکیل داده است.

اپیزود ۳۵) دو سامورایی در K2

اپیزود سی و پنجم از پادکست بیس‌کمپ به یاد دو کوه‌نورد بزرگ ژاپنی، یعنی کازویا هیرایده و کنرو ناکاجیما، نگاهی خواهد انداخت به زندگی و صعودهای شاخص این زوج تکرارنشدنی، و تاریخچه‌ی کوه‌نوردی در ژاپن.

اپیزود ۳۴) دماوندکوه

اپیزود سی و چهارم پادکست بیس‌کمپ که هم‌زمان با روز ملی دماوند منتشر می‌شود، تحقیق و روایتی است از نخستین صعودهای مستند به دماوند، از سوی ایرانیان و اروپاییان.

عکس‌های هاری روست از ایران

هاری روست کوه‌نورد آلمانی، سه بار در سال‌های ۱۳۴۳، ۱۳۴۸ و ۱۳۵۷ به ایران سفر کرد. در اولین سفرش دیواره‌ی علم‌کوه را برای اولین‌بار صعود کرد. در سفر دوم دیواره بیستون و در سفر سوم که مقصدش کوه‌های هندوکش در پاکستان بود، فقط از ایران عبور کرد. شرح سفرهای او و خاطراتش از این سه سفر را در اپیزود سی و دوم پادکست بیس‌کمپ بشنوید.
در این‌جا عکس‌های او از ایران را می‌توانید ببینید:

عکس‌های سفر اول هاری روست به ایران در سال ۱۳۴۳.
(عکس را به سمت چپ بکشید تا کل آلبوم را ببینید.)

عکس‌های سفر دوم هاری روست به ایران در سال ۱۳۴۸.

سفر سوم هاری روست به ایران در سال ۱۳۵۷.